الهامبخش گردنبند
این غیرواقعی و عجیب است، باعث میشود فکر کنید که آیا چیزی اشتباه است، به نظر میرسد که به دلایل کاملاً اشتباهی توجه شما را جلب میکند. معمولاً ما چیز واقعی، شراب بدون مواد نگهدارنده گوگردی، کره واقعی، نه مارگارین را ترجیح میدهیم، بنابراین دوست داریم طرحبندیها و طرحهای ما پر از کلمات واقعی، افکاری که اهمیت دارند، اطلاعاتی که ارزشمند هستند، باشد. به نظر من، برخی عوامل بازخرید به نفع متن یونانی وجود دارد، زیرا استفاده از آن صرفاً...
شما با یک متن شروع میکنید، اطلاعات را شکل میدهید، چیزهای غیرضروری را حذف میکنید، به اصل مطلب میپردازید، مسائل را روشن میکنید، ارزش میافزایید، شما یک فرد محتواگرا هستید، کلمات را دوست دارید. طراحی چیزی نیست که بعداً به آن فکر کنید، به هیچ وجه، اما در یک ثانیه شایسته از راه میرسد. به هر حال، شما هنوز هم از لورم ایپسوم استفاده میکنید و به درستی هم همینطور است، زیرا همیشه جایی در جعبه ابزار وب خواهد داشت، همانطور که اتفاقات میافتد، نه همیشه آنطور که دوست دارید، نه همیشه به ترتیب دلخواه. حتی اگر کمتر به طراحی و بیشتر به استراتژی محتوا علاقه دارید، ممکن است چیزهایی پیدا کنید که شما را راضی کند.
مهمترین نوع آزادی این است که همان چیزی باشی که واقعاً هستی. تو واقعیتت را با یک نقش معاوضه میکنی. تو حست را با یک عمل معاوضه میکنی. تو توانایی احساس کردنت را از دست میدهی و در عوض، یک نقاب به چهره میزنی. هیچ انقلاب بزرگی نمیتواند رخ دهد مگر اینکه یک انقلاب شخصی، در سطح فردی، رخ دهد. این انقلاب ابتدا باید در درونت اتفاق بیفتد.
سپس این سوال پیش میآید: محتوا کجاست؟ هنوز نه؟ این خیلی بد نیست، یک متن بیمحتوا برای نجات وجود دارد. اما بدتر از آن، اگر ماهی در قوطی جا نشود، پا برای بوت شدن خیلی بزرگ باشد؟ یا خیلی کوچک؟ به جملات کوتاه، به سرفصلهای زیاد، تصاویر خیلی بزرگ برای طرح پیشنهادی، یا خیلی کوچک، یا اینکه در آن جا میشوند اما به دلایلی که افراد حاضر در جلسه نمیتوانند دقیقاً تشخیص دهند، نامشخص به نظر میرسد، چه میشود؟




